وبلاگ الیاس میرزائیان

آخرین نظرات
  • ۲۴ آبان ۹۵، ۰۳:۱۱ - romina
    سلام

روانشناسی هدیه دادن و 10 قانون برای هدیه های بهتر

الیاس میرزائیان | چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۵ ب.ظ

یک مطلب از نیل برتون دیدم در سایت psychologytoday تصمیم گرفتم اون رو ترجمه کنم (+)

توی ایران نیل برتون رو به عنوان نویسنده کتاب بر ذهنتان مسلط شوید میشناسند 

لینک معرفی کتاب


هر فصلی باشه ، هر موقعیتی باشه ، این ها 10 قانون من برای هدیه دادن هست

1 : هرگز پول هدیه ندید به هر شکلی که میخواد باشه

پول هدیه دادن این پیغام رو میرسونه  " من نتونستم در مورد تو زیاد فکر کنم  پس بفرمایید ، لطفا خودتون ، که چه چیزی برای شما ارزش داره از طرف من برای خودتون خریداری کنید "

2 : ارزش مادی هدیه مهم نیست

یکی از دوستان من رسیدش برای ظرف های مورد علاقه ی من رو به من داد ، روش نوشته بود ، با هم با یک تخفیف تا بوسیله من آشپزی کنی . کل ارزش مادی حدود صفر می شد و هنوز یکی از خوشگل ترین هدایایی هست که تا حالا دریافت کردم که با دقت ازش مراقبت می کنم

  • الیاس میرزائیان

خلاصه هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز - قسمت دوم

الیاس میرزائیان | سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۱ ب.ظ

چالش چهارم : شکایت ها و انتقادات خودتان و دیگران را به درخواست مشخص ترجمه کنید و درخواست هایتان را توضیح دهید

برای این که همکاری بیشتری از دیگران دریافت کنی هر زمانی که امکان داشت سوال کنید برای چیزی که شما میخواین زبان مشخص عمل گرا  مثبت به نسبت استفاده از عمومیات ،"چراها" ،"نبایدها" یا "هر کسی بهتره" .

کمک کنید به کسانی که به شما گوش میدن با دنبال کردن توافق یا دستورالعمل بوسیله توضیح دادن درخواست تان با "پس که " "این میتونه به من کمک کنه ... اگر تو " یا "برای این که .." همچنین زمانی که شما از دیگران در حال گرفتن اعتراض و شکایت هستید  ترجمه کنید و شکایت را دوباره به عنوان عمل درخواستی قرار بدید

هفت چالش ارتباطات

بعضی از مراحل عمیق چالش چهارم شامل توسعه کافی و عمیق حس عزت نفس که شما میتونی بپذیری ریجکت بودن و یاد گرفتن چگونه تصور کنیم راه حل های خلاقانه مشکلات ،  راه حل هایی که هر کسی میگیره حداقل بعضی از اون ها رو که نیاز داره استفاده کنه

چالش پنجم : بیشتر سوالات با پایان باز  و خلاقانه  بپرسید

  • الیاس میرزائیان

ترجمه خلاصه کتاب کلید را بزن نوشته چیپ و دن هیث - قسمت اول

الیاس میرزائیان | يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۵۸ ب.ظ

یک چند وقتی هست می خوام زبان انگلیسیم رو توی بخش درک مطلب و ترجمه قوی کنم به خاطر همین دارم متن ها و کتاب های انگلیسی رو کلمه به کلمه ترجمه می کنم البته کلمات رو توی دیکشنری های انگلیسی به انگلیسی سرچ می کنم و با خوندن اون ها و با توجه به متن یک کلمه ی فارسی براش انتخاب می کنم 

اولین کتابی که شروع کردم کتاب هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز بود که چند تا مطلب تو وبلاگ براش گذاشتم 

خلاصه هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز- قسمت اول

فهرست کتاب هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز

دومین مطلب خلاصه کتاب کلید را بزن نوشته چیپ و دن هیث هست که قبلا ترجمه اش رو خوندم و کتاب خوبی بود 

توضیح بیشتر و معرفی کتاب در سایت متمم

خلاصه کتاب کلید را بزن

چگونه تغییر ایجاد کنیم زمانی که تغییر کردن مشکل است

نویسنده : چبپ و دن هیث

خلاصه توسط کیم هارتمن

تغییر


در این جا خلاصه ای از اون چیزی که فکر می کنم بیشتر مهم هست و 

  • الیاس میرزائیان

تجربه ی استفاده از اسنپ

الیاس میرزائیان | دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ق.ظ

اصولا به استارت آپ ها و وب سایت ها علاقه دارم . قبلا در مورد سایت دونیت یک مطلب نوشته بودم

مطلب من در مورد دونیت پلتفرم جمع سپاری برای کارهای خیر

این مطلب درباره اسنپ هست (سایت اسنپ )

یادم میاد اولین اپلیکیشن تاکسی سرویس آنلاین توی مشهد تاچ سی بود اون رو نصب کردم و باهاش کار کردم از امکاناتش یه جورایی به هیجان اومده بودم این که عکس راننده رو نشون میداد شماره پلاک . یکبار تست کردم که بعد راننده تماس گرفت و من یه جورایی با ترس گفتم برای تست بوده و راننده هم گفت لطفا کنسل رو بزنید . یادمه برای خواهرم هم این حرفا رو زدم 

اما اولین استفاده ی من برمی گرده به اپلیکیشن تپ سی . آخه ارزون تر از تاچ سی بود . برای این که غذا رو برسونیم دست داداشم دو سه باری استفاده کردم از نرم افزار 

داداشم قبل از این حرفا منظورم اپلیکیشن هاست هم زیاد تاکسی سرویس می گرفت . به خاطر همین داداشم هم شد مشتری تپ سی 

اما بعد از اون اسنپ اومد . من که خودم اهل تاکسی گرفتن نبودم و به خاطر همین دوست داشتن اپلیکیشن ها و استارت آپ ها و ارزونیش دانلودش کردم 

اسنپ

یک روز داداشم گفت اسنپ رو نصب کردی گفتم آره گفت ثبت نام کردی گفتم نه . گفت من یک لینک برات میفرستم با اون لینک ثبت نام کن 12 تومن اعتبار می گیری به من هم 15 تومن اعتبار میده البته به شرطی که تو هم سفر کنی با اسنپ 

من هم آدمی نبودم که الکی تاکسی سرویس بگیرم گذاشتم وقتی لازمم شد .

ماشین مامان بابام رو داده بودم تعمیرگاه 

دیگه باید تاکسی سرویس میگرفتم مسیرش حتی با تاکسی خطی هم زیاد راحت نبود 

توی اتوبوس بودم که بهم خبر دادند بیا ین ماشین رو تحویل بگیرید 

منم خوشحال که میتونم از اسنپ مجانی استفاده کنم و حواسم نبود که باید برگه زرد رو با خودم ببرم تعمیرگاه سریع از اتوبوس پیاده شدم دیتای گوشیم رو روشن کردم و درخواست اسنپ دادم 

برای تعیین مقصد یکم اذیت شدم سرچ کردم ولی رفت تهران مجبور شدم از روی نقشه خودم انتخاب کنم که یکم زوم این(zoom in) و زوم اوت(zoom out) نرم افزار به راحتی گوگل مپ نبود . راننده با هام تماس گرفت و ما هم خوشحال که سفر مفت داریم میریم 

راننده آدم خاصی بود هنوز سفر تموم نشده بود اتمام سفر زد و گفت الان بهم امتیاز بدین . گفت من نمیدونم چرا بعضی ها با زنشون مشکل دارند با شوهرشون مشکل دارند به من امتیاز کم میدن می گفت این اتمام سفرم زودتر زدم که زودتر بهم سرویس بخوره وقتی هم که سوار ماشین شدیم باز براش درخواست اسنپ اومد فکر کنم دو تا سیم کارت داشت یا ایراد نرم افزاری بود 

خلاصه نصف اعتبارمون رفت برای این که برگه زرد رو فراموش کرده بودم و دوباره برگشتم خونه 

اما یک اس ام اس خوشمزه اومد برام 10 تومن تخفیف غذا برای سفارش بالای 15 تومن از اسنپ فود . منم که ظهر ناهار نداشتم یک اس ام اس به موقع برای من بود که اولین تجربه خرید من از اسنپ فود رو شکل بده که در مورد اون بعدا می نویسم قبلا اسنپ فود رو نصب کرده بودم ولی ازش خرید نکرده بودم 

  • الیاس میرزائیان
ایتالیا ایتالیا
ین دفعه با خانواده رفتیم سینما فیلم ایتالیا ایتالیا سالن 6 پردیس سینمایی هویزه - همون سالن کوچیکه که استاندارد نیست ولی خوشبختانه ردیف جلویی مون قداشون کوتاه بود و مزاحمتی برامون ایجاد نکرد 
فیلم قبلی هم که سینما هویزه رفتم فیلم پریناز بود که در موردش تو وبلاگم قبلا نوشتم (فیلم پریناز)
قراری با خودم گذاشتم هر وقت فیلم ایرانی دیدم در موردش مطلب پانصد کلمه ای بنویسم این سومین  نوشته پونصد کلمه ای من هست 
یک مطلب کوتاه هم در مورد فیلم دیگه سارا بهرامی نوشتم که اون رو از طریق گوشی دیدم - اپلیکیشن قانونی آیو که البته ازش راضی نبودم و با هزار دردسر لغو عضویت کردم 
مطلب من در مورد خانه ای در خیابان چهل و یکم  
فیلم ایتالیا ایتالیا فیلم خوبی بود .در کل رضایت داشتم ازش . بازی سارا بهرامی خیلی خوب بود - بازی حامد کمیلی هم خوب یود . 
من داستان فیلم رو این طوری تعریف می کنم
  • الیاس میرزائیان

خلاصه هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز - قسمت اول

الیاس میرزائیان | دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۳۶ ب.ظ

  (در یکی از پست های قبلی وبلاگم مقدمه کتاب هفت چالش ارتباطات دنیس ریورز رو ترجمه کرده بودم ( لینک پست 

معرفی کتاب در سایت متمم 

حالا در این مطلب خلاصه ای از 3 چالش اول کتاب رو براتون تجربه کردم  

فصل یک  : با دقت بیشتر و بازخورد بیشتر گوش دهید

ابتدا گوش کنید و آن چیزی رو که شنیدید بازگو کنید ، حتی اگر موافق با اون نیستید  قبل از این که تجربه یا نظر خود را بیان کنید . برای این که توجه طرف مقابل گفتگوی تان را در شرایط حساس بیشتر به دست بیارید ابتدا به این نکته توجه کنید : گوش کنید و یک بیان مجدد روشن  خلاصه ای از اون چیزی که شنیده اید (مخصوصا احساسات ) داشته باشید قبل از این که بیان کنید نیازها یا شرایط تان را . این نوع از شنیدن که اینجا توصیه میشه بازگو کردن رو از تایید یا موافقت جدا می کنه . بازگو کردن افکار و احساسات انسان ها به معنای موافقت یا تایید عمل اون فرد یا روش تجربه کردن نیست

هفت چالش ارتباطات 

بعضی از مراحل عمیق تر گام اول شامل یادگرفتن گوش دادن به  قلبتان

  • الیاس میرزائیان

چالش کاهش وزن و تصمیم جدید - قسمت دوم

الیاس میرزائیان | شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۱ ب.ظ

در قسمت اول در مورد چالش لاغری (+) از گرفتن دو تا تصمیم جدید گفتم که تا حالا به اون پایبند موندم

هنوز نتونستم صبحونه خوردن صبح زود رو وارد برنامه ی زندگیم کنم چون اساسا دیر از خواب بیدار میشم و اگر صبحانه ای بخورم کم میخورم چون میل ندارم و اگر زیاد بخورم از ناهار میمونم . هنوز هم معتقدم اگر صبح زود مثلا 6 تا 8 صبحونه بخورم مهمترین عامل لاغری من میشه

شیرینی و شکلات وقتی دور و بر آدم باشه خیلی سخته که بخوای همزمان تصمیم برای کاهش وزن هم داشته باشی بهترین کار خوب مسلما اینه که تو چشم نباشند اما خوب وضعیت خونه ی ما یک طوریه که در حال حاضر همچین اتفاقی بعیده بیفته از یک طرف مامانم برای مهمونی هاش شیرینی و شکلات زیاد می گیره پس در نتیجه بقیه اش قسمت ما میشه :) از اون طرف دیگه بابام از ماموریت خارج اومده و برامون شکلات خارجی آورده حالا صورت مسئله اینه که وقتی که از جلو چشمون تکون نمی خورن ما باید چیکار کنیم

شکلات های درون یخچال خونه مون :)

  • الیاس میرزائیان

چرا دونیت 2nate رشد نمی کند؟

الیاس میرزائیان | جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۰ ب.ظ

توی کانال تلگرام تندتک یک عکسی دیدم حکایت از این داشت که کیک استارتر که یک استارت آپ سرمایه گذاری جمعیه در حال رشده اما نمونه های مشابه ایرانی اون در حال رشد نیستند و در واقع دارند درجا میزنند مثل دونیت یا فاندوران و حامی جو

دونیت یا 2nate (+) یک پلتفرم سرمایه گذاری جمعی در امور خیریه است یعنی شما یک ایده ای دارید در زمینه موضوعات خیریه مثل کوله پشتی مهربانی که اخیرا در مشهد توسط خانم زینب مصرزاده راه افتاده و کوله پشتی از لوازم التحریر رو به دست بچه های نیازمند میرسونه

جالبه من از طریق کانال تلگرام آقای امیر شهلا (+) این موضوع رو متوجه شدم و هر چی توی اینترنت چرخیدم نشونی از این پویش و این طرح پیدا نکردم

کانال تلگرام امیر شهلا

شما در سایت 2nate پروژه کوله پشتی مهربانی رو ایجاد می کنید یک مبلغی رو تعیین می کنید به عنوان هدف مثلا  3 میلیون تومن

یک سری پاداش هایی رو هم تعیین می کنید مثلا اگر 25 هزار تومن کمک کنید یک نامه تشکر وقدردانی از طرف اون کودک برای شما فرستاده میشه

اگر 100 تومن کمک کنید شما دعوت میشید به مراسم تولد یکی از کودکان به انتخاب شما و همین طور پاداش های دیگر

حالا این سایت کمک می کنه به شما تا پروژه را تامین مالی کنید

نمونه های خارجی موفق که دونیت از روی اون ها الگو برداری شده زیادند کیک استارتر و ایندی گوگو

نمونه های داخلی هم هست مثل فاندوران یا حامی جو که البته هنوز موفق نشدند :(

یک ایراد دونیت به نظر من میتونه این باشه که میخواد با یک دست چند تا هندونه برداره

در همه موضوعات داره فعالیت می کنه از ایجاد اشتغال گرفته تا فرهنگ و سلامت

2nate.com

من اگر بودم روی یک موضوع تمرکز می کردم زیرساخت هام رو به بهترین سطح میرسوندم در اون موضوع حرف اول رو میزدم تو ایران و معروف و مشهور میشدم . در بین فعالان اون موضوع به برند معتبر و شناخته شده ای تبدیل میشدم و بعد میرفتم سراغ شاخه دیگه

این همون موضوعی است که محمدرضا شعبانعلی تحت عنوان بهره برداری از ظرفیت ها و گوسفند نگری به قابلیت ها (+)به اون می پردازه

دونیت خودش رو موظف میدونه اگر پروژه به هدف خودش نرسید پول رو به کسایی که کمک کردند برگردونه 

اگر زیرساخت قوی داشته باشه باید این کار رو به سرعت انجام بده و اطلاع رسانی هم صورت بگیره در واقع پشتیبانی قوی و زیر ساخت فنی درجه یک داشته باشه

اما برای من این اتفاق نیفتاد و من مجبور شدم ایمیل بزنم و البته جواب ایمیل من رو هم دادند و گفتند پول رو برگردوندند ولی من چک نکردم :)

قاعدتا این سایت باید گزارشات مالی کاملی رو داشته باشه که من بتونم کامل بهش اعتماد کنم حداقل توی پروفایل خودم

ولی گزارشات تراکنش من همچین چیزی رو نشون نمیده

من در پنج پروژه مشارکت داشتم که گزارشات تراکنش من در سایت 3 تا رو نشون میده البته آخری رو به بهانه این که کارت به کارت کردم و آنلاین پرداخت نکردم و تایید کردنش نیاز به زمان داره نادیده می گیرم ولی میشه گفت یکی از قلم افتاده البته ایمیل زدم به پشتیبانی و فکر کنم جوابم رو بدن چون تا حالا که پشتیبانی نسبتا خوبی داشتند

البته جدیدا یک کار خوبی توی سایت شروع شده که گزارشات مالی سایت رو لحظه به لحظه میتونید ببینید (+)

بحث دیگه اعتماد سازی هست که میتونه هم از طرف سایت انجام بشه و هم از طرف بانیان پروژه ها

اعتماد سازی میتونه با دادن اطلاعات به کاربران شکل بگیره

پشت صحنه کسب و کار دونیت هم میتونه جذاب باشه و یک بستر خوب برای نمایش پشت صحنه استوری اینستاگرام میتونه باشه

بحث تایید اکانت و فرستادن تصویر کارت ملی هم چند بار از طریق موبایل امتحان کردم خطا میداد ولی از طریق لپ تاپ کار کرد

پاداش ها به اعضا و در واقع خیرین می تونه خلاقانه تر باشه گاهی وقت ها دیدن تصویر یا ویدیویی از کودک که در اون لحظه داره شادی رو تجربه می کنه بهترین هدیه برای حامیان پروژه است

زوجی در اینستاگرام فعال هستند میتونه ایده خوبی برای اعتماد سازی به مدیران دونیت بده

این زوج روستا ها رو می گردند مسایل و مشکلات اون ها رو به تصویر می کشند با اهالی روستا دوست و رفیق میشند از طریق اینستاگرام پول جمع می کنند و باز گزارشی توی اینستاگرام منتشر می کنند از رفع اون مشکل (+)

زوج خلاق و خیر

این که بشینیم ببینیم پروژه های شکست خورده چه ویژگی هایی داشتند بیشتر در چه حوزه هایی بودند خودش میتونه نقشه راه باشه این که چرا مردم نتونستند اعتماد کنند و یا شاید اعتماد داشتند ولی احساس ضرورت نمی کردند

اولویت اول مردم ایران چیه ؟ فرهنگ سلامت یا اشتغال

  • الیاس میرزائیان

چالش لاغر شدن

الیاس میرزائیان | چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ب.ظ

این دو سه روزی که تعطیل بود به خاطر این که یه جورایی مهمونی بود خونه مون خیلی غذا خوردم

پسر عمه و پسر عموم کنسول ps4 و دسته هاشون رو آورده بودند و فیفا 18 بازی می کردیم حکم هم بازی کردیم

لازانیا خوردم .خوراک گوشت خوردم .شکلات خوردم .چیپس خوردم. دلستر خوردم .

خلاصه خیلی خوردم و زیاد راضی نیستم فقط روز اول خوش گذشت

روز عاشورا هم با ماشین پسر عموم رفتیم دنبال شله مفت که آخرشم به نتیجه نرسیدیم و رفتیم کترینگ چلو گوشت و جوجه کباب سفارش دادیم

امروز قبل از ناهار موز خوردم همراه چند لیوان آب معدنی .ناهار چلو جوجه کباب از کترینگ سفارش دادم امروز خیلی دیر کرد حدود 40 50 دقیقه طول کشید بعدشم که شام اومدم خونه هندوانه خوردم با شکلات اما یک اتفاقی افتاد که پسر عموم با داداشم شام گرفتند و آوردن خونه و این طوری شد که من ساندویچ خوردم به همراه چیپس

یک سری تصمیم های کوچولو دارم می گیرم برای لاغر شدن یکیش رو که چند روزی میشه دارم اجرا میکنه خوردن چای بدون قند هست یا نهایتا همراه با خرما انجیر

تصمیم دوم نخوردن نوشیدنی هایی مثل دلستر و آبمیوه گازدار و دوغ هست و به جای اون آب معدنی یا آب آشامیدنی میخورم

البته اصولا نوشیدن آب رو دوست دارم ولی میشه به طعم دهنده های آب هم فکر کرد برای این که کلا دوغ و دلستر و آبمیوه گازدار حذف شه از زندگی آدم

یک کار دیگه هم کردم برای این که به خودم انگیزه بدم تا 3 ماهه دیگه حدود 12 کیلو وزن کم کنم  و اونم خریدن 3 تا تیشرت ایکس لارج خوشگل که رنگ ها و طرح های شادی دارند از فروشگاه اینترنتی بود . چون ایکس لارج یکم تنگه برام

تیشرت های خوشرنگ

من با توجه به تجربه ای که دارم از کاهش وزن سری قبلم صبحونه خوردن خیلی میتونه کمک کنه به کاهش وزن در واقع باعث میشه تا شما اشتهات برای ناهار و شام کمتر بشه در واقع اگر اشتها کنترل بشه اونم زمان قبل از خواب بهترین کمک هست برای لاغری

خوردن سالاد میتونه به کم تر خوردن ما توی وعده ی نهار یا شام خیلی کمک کنه

میوه می تونه تو هر سه وعده غذایی ما استفاده بشه و اگر صبح مصرف بشه باعث میشه در طول روز سیر بمونیم

من که میخوام لاغرشم بهترین کار اینه که 3 مورد بالا رو وارد سبک زندگیم کنم چون قبلا ازشون نتیجه گرفتم

اگر شام سبک خورده بشه یک گام خوب برای کاهش وزنه مثلا من یک شب شام هندونه با چند لقمه نون و پنیر خوردم اگر بشه به تدریج نون رو کم کرد از شام و فقط میوه و لبنبات یا شیر خورد عالی میشه

بستنی و شکلات جزو چیزهایی میتونه باشه که کمش میتونه لذت بخش و شیرین باشه

  • الیاس میرزائیان

تماشای پریناز در پردیس سینمایی هویزه مشهد

الیاس میرزائیان | دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ق.ظ

پریناز

فیلم پریناز رو در سالن هشت پردیس سینمایی هویزه دیدم همراه مامانم و خواهرم الهام و امین که هم پسرخاله مامانم میشه هم دوستم

این فیلم رو انتخاب کردم به خاطر این که 7 سال توقیف بوده و حالا که اکران شده انداختنش گروه هنر و تجربه که ظاهرا مخاطب کمتری  فیلم رو ببینه

فیلمی که بازیگران خوبی داره فاطمه معتمد آریا ، طناز طباطبایی ، فرهاد آییش ، حمید فرخ نژاد و مصطفی زمانی

مصطفی زمانی گریم سنگینی شده و قابل شناخته شدن نیست شاید  ایده تبلیغاتی خوبی باشه چون من خودم یادمه از همون حدود 7 سال پیش فیلم پریناز توی ذهنم باقی مونده و  میتونه نظر طرفداران مصطفی زمانی رو جلب می کنه

و البته بعید میدونم طرفدارای مصطفی زمانی سر و دست بشکونند برای دیدن زمانی در نقش یک خل و چل

تیزر فیلم رو دیدم من رو مشتاق کرد به دیدن فیلم . خود تیزر بهتر از فیلمه . وقتی تیزر رو میبینی فکر می کنی با یک فیلم هیجانی ملتهب طرف هستی اما خود فیلم ریتم کندی داره نسبت به تیزر در واقع تیزر توقع شما رو بالا میبره

قیمت بلیتشم 4 تومن بود

از سینما تیکت بلیط خریدم از طریق اپلیکیشن اندروید ولی نتونستم صندلیم رو انتخاب  کنم خطا میداد . قبلا مشکلات بیشتری داشت اپلیکیشن مثلا این که وقتی که اپ رو باز می کردی خودش بسته می شد . با این که آخر شب بود پشتیبان آنلاین داشت و تونستم از طریق سایت صندلیم رو انتخاب کنم

سالن 8 سینما هویزه

برای این که سینما برم اول از همه با امین رفیق سینمایی خوذم قرار گذاشتم

اولش قبول نمی کرد اونم به خاطر این که توی سالن 8 اکران می شد می گفت سالنش کوچیکه و غیر استاندارد . راست هم می گفت کله ی نفر رو به روییت مزاحمت بود و رو اعصابت بود اصلا اون سالن قبلا سالن اینترنت بوده حالا یک پرده گذاشتند به اصطلاح شده سالن سینما

به هر حال قبول کرد بعدش به داداشم و دوستش گفتم اون دو نفر هم به خاطر حذفیات فیلم قبول نکردند بیاین

ولی دو نفر که توقع نداشتم بیان اومدن الهام و مامانم

و جالبه از فیلم هم خوششون اومد . وقتی که فیلم تموم شد فکر نمی کردم خوششون بیاد

ولی خودم توقع بیشتری از فیلم داشتم ذوق نکردم از دیدن فیلم . فیلم معمولی بود به نظرم

به نظر من مردم نیاز به خندیدن دارند و دوست دارند بخندند

با این که فیلم جدی بود اما بعضی جاها مردم می خندیدند مثل اون جایی که دختر و پسر کوچیک همدیگر رو بغل می کنند و داداش پسره داد می زنه مامان بغلش کرد

فیلم در مورد خرافات بود این که باورهای مردم چقدر با خرافات گره خورده

البته اگر خرافات را به معنی باورهای آمیخته با مذهب تعریف کنیم

حرف مردم قضاوت های مردم در قالب داستان زندگی یک دختربچه بی سرپرست که آرزوی داشتن خانواده رو داره که در انتها به امان خدا رها میشه

چون فیلم باورهای مردم جنوب شهر تهران رو به تصویر میکشه بعید میدونم قشر سینمارو رو به فکر فرو ببره

 چون خودشون رو از اون طبقه نمیدونند

اما به نظر من خرافات تو زندگی اکثر ماها هم وجود داره حتی اگر بیایم خرافات رو به معنی باورهای با مبنا ی غیرمنطقی درنظر بگیریم اوضاع بدتر میشه

اینکه وقتی عطسه میزنیم میگن صبر اومده

یا مثلا غذای حضرت رو بخوری خدا بهت کمک می کنه ، شفا پیدا می کنی یا برای غذاهای نذری همین رو میگن

این که با وجود این که دوران کشاورزی دیگه تموم شده هنوزم 3 ماهه تابستون مدرسه ها تعطیطله

اما سوالی که ذهن من رو مشغول کرده اینه که چشم زدن جزو افکار خرافی حساب میشه یا نه ؟


  • الیاس میرزائیان